X
تبلیغات
❤دل نوشته ❤
تاريخ : دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 | 22:48 | نویسنده : maedeh


به نام انكه اگرحكم كند همه محكوميم


وماراحكم كرد از ازل به عشق


ومحكوميم به عاشقانه زيستن



تاريخ : شنبه دوازدهم بهمن 1392 | 22:47 | نویسنده : maedeh



تاريخ : شنبه دوازدهم بهمن 1392 | 22:17 | نویسنده : maedeh



تاريخ : شنبه دوازدهم بهمن 1392 | 22:15 | نویسنده : maedeh

نـــه نمیــــدانــــی!هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد

پشتــــــــ ایـن چهــــره ی آرام،

در دلــــــــــم چــه مـی گـذرد!
نـــه نمیــــدانــــی!
هیـــــچ کـــس نمـی دانــــد
ایـــن آرامــش ظــاهــر و ایــن دل نــا آرام
چقــــدر خستـــــــه ام میـــکنــد…!



تاريخ : یکشنبه دهم شهریور 1392 | 9:28 | نویسنده : maedeh
نگاره: ‏دخترم امروز برای تو مینویسم
سالها بعد اگر بدنیا آمدی و بزرگ شدی
قد کشیدی و خانوم شدی دلم میخواهد
تو را از همه  دور کنم
دلم میخواهد نگذارم از خانه بیرون بروی
دلم میخواهد رنگ آفتاب را فقط در حیاط خانه ببینی
دخترم میدانم از من متنفر میشوی
میدانم مرا بدترین دنیا میدانی
میدانم ... خوب میدانم
اما دخترکم اگر بدانی چه بر سر جوانی ام آمد
چگونه دلش شکست و آرزوهایش تباه شد
ازمن گله نمیکنی
دخترم وقتی سنت هنوز دگیر احساس است و منطق نمیشناسد
عاشق میشوی
دخترم عاشقی درد دارد

بمیرد مادر و درد آنروزهایت را نبیند ....

میفـــَهمی حِســَمو؟
دخترم امروز برای تو مینویسم
سالها بعد اگر بدنیا آمدی و بزرگ شدی
قد کشیدی و خانوم شدی دلم میخواهد
تو را از همه دور کنم
دلم میخواهد نگذارم از خانه بیرون بروی
دلم میخواهد رنگ آفتاب را فقط در حیاط خانه ببینی
دخترم میدانم از من متنفر میشوی
میدانم مرا بدترین دنیا میدانی
میدانم ... خوب میدانم
اما دخترکم اگر بدانی چه بر سر جوانی ام آمد
چگونه دلش شکست و آرزوهایش تباه شد
ازمن گله نمیکنی
دخترم وقتی سنت هنوز دگیر احساس است و منطق نمیشناسد
عاشق میشوی
دخترم عاشقی درد دارد

بمیرد مادر و درد آنروزهایت را نبیند ....

میفـــَهمی حِســَمو؟



تاريخ : سه شنبه پنجم شهریور 1392 | 13:40 | نویسنده : maedeh
از اینکه هنوز به تو فکر میکنم
هنوز دلتنگت میشوم
و هنوز دوستت دارم
از خودم متنفرم....

نگاره: ‏خدیا ...

مگر بودن او در کنارم 

چقدر از جهانت را میگرفت ؟‏


یه لحظه گوش کن خدا !
جدی میگم...
نه بچه بازی نه ادا و اطوار...
حالم اصلا خوب نیست...

نگاره: ‏یه لحظه گوش کن خدا !
جدی میگم...
نه بچه بازی نه ادا و اطوار...
حالم اصلا خوب نیست...‏


مرد غریبه پاکت سیگارو به طرفم گرفت !
پرسید : نمیکشی !
خیلی خسته گفتم : خودم میکشم ، مغزم نمیکشه...

نگاره: ‏مرد غریبه پاکت سیگارو به طرفم گرفت !
پرسید : نمیکشی !
خیلی خسته گفتم : خودم میکشم ، مغزم نمیکشه...‏

ای کسانی که دم از رفاقت میزنید و ادعاهایتان دل آسمون پاره میکند
لااقل هر 39 روز یکبار احوالی از دوست خود بگیرید که اگر مرده بود به چهلمش برسید

نگاره: ‏نگران نباش
حال دلم خوب است
ارام
گوشه اى نشسته و خاطره هايش رابه خاك ميسپارد‏

حريمت وقتی شکست که او حـرمت را به حرم ديگری فروخت!
دنبال حرم سرا بود , ايراد از حريم تو نبود ؛
بر حريمت حرام کن هر حرام چشمي را...




تاريخ : دوشنبه هفتم مرداد 1392 | 23:3 | نویسنده : maedeh

یا رب دل مرده ی مرا احیا کن / بر روی گدای نیمه شب در وا کن

سوگند به قطره قطره ی خون علی(ع) / پرونده ی اعمال مرا امضا کن .

شهادت شفیع شیعیان و مولای متقیان، علی علیه السلام تسلیت باد




تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد 1392 | 23:10 | نویسنده : maedeh


سخـت ترین کار دنیـا بی محلی کردن

به کسیه که

با تـمام وجـود دوسش داری.....!



تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد 1392 | 23:9 | نویسنده : maedeh
نگاره: ‏هــزار بـار آمـدم خطــت بزنم از قلبم

تو را

یــادت را

اسمــت را

امــا

فقط قلبــم پر شد از خط خطی های عاشقانـه !‏

هــزار بـار آمـدم خطــت بزنم از قلبم

تو را

یــادت را

اسمــت را

امــا

فقط قلبــم پر شد از خط خطی های عاشقانـه !



تاريخ : پنجشنبه سوم مرداد 1392 | 23:8 | نویسنده : maedeh
نگاره: ‏خــود را نرنجــان ...

آنکـه بودنـت را قدر ندانست !

لایق حضــور در فکـرت هم نیست. !!!‏
خــود را نرنجــان ...

آنکـه بودنـت را قدر ندانست !

لایق حضــور در فکـرت هم نیست. !!!



تاريخ : جمعه بیست و هشتم تیر 1392 | 0:17 | نویسنده : maedeh
نگاره: ‏با همين بازيها شروع شد زندگى!
با همين صندلى ها ،
كه هرگز به تعداد ما نبود،
و ما

با هر سوتِ داور ،
تنهاتر شديم...‏

با همين بازيها شروع شد زندگى!
با همين صندلى ها ،
كه هرگز به تعداد ما نبود،
و ما

با هر سوتِ داور ،
تنهاتر شديم...



تاريخ : جمعه بیست و هشتم تیر 1392 | 0:14 | نویسنده : maedeh
مگسي را كشتم

نه به این جرم که حیوان پلیدی است، بد است

و نه چون نسبت سودش به ضرر یک به صد است

طفل معصوم به دور سر من میچرخید،

به خیالش قندم

یا که چون اغذیه ی مشهورش تا به این حد گندم!!!

ای دو صد نور به قبرش بارد؛

مگس خوبی بود...

من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد،

مگسی را کشتم 


  • عهد نامه
  • فروش لینک